سرگرم کننده بودن کافیست! l نقد و بررسی Guns ,Gore and Cannoli 2

ویدئو گیم به واسطه ماهیت خود، که گیم پلی آن است و بعد جدیدی به نام تعامل را به جهانیان معرفی می‌کند، از بهترین‌ راه‌ها برای ارضای امیال انسان است. عشق، نفرت، لذت، سردرگمی و … همگی در این مدیوم به خصوص، باور پذیر تر از هر زمان جلوه می‌کنند. این که دلیل آن چیست، نظرها و ایده‌ها متفاوت است، اما همگی ریشه در همان عنصر معرف و پایه دارند : گیم پلی. تعامل با اثر در این مدیوم، ارتباط شما و شخصیت را محکم می‌کند زیرا این شما هستید که به جای او حرکت می‌کنید، و به جای او شلیک می‌کنید و گاهی نیز به جای او حرف می‌زنید. اجازه دهید کمی حرف خود را اصلاح کنم : این شخصیت بازی است که به جای شما حرکت می‌کند، به جای شما شلیک می‌کند، و گاهی به جای شما حرف می‌زند. این ارتباط قوی میان مخاطب و اثر از عمده دلایل تز بالا است. حال فرض کنید که به واسطه مدیوم ادبیات رمانی فانتزی مانند پرسی جکسون را در دست دارید و در حال مطالعه بخشی از کتاب هستید که مبارزه پرسی و لوک را شرح می‌دهد، چون خبری از تصویر نیست، ذهن شما تصویربردار اثر می‌شود اما با اینحال نویسنده روایت را برای خود حفظ کرده و شما اجازه و توانایی ایجاد تغییر در این صحنه‌ها را ندارید. حال سینما را متصور شوید، با خانواده و دوستان بر روی مبل لم داده اید و در حال تماشای فیلمی اکشن هستید، این جا به دلیل ورود صدا و تصویر به اثر، امکان ارتباط با وقایع راحت‌تر و امکان پذیرتر است، اما همانند ادبیات شما در حال مطالعه تفکرات و ایده‌های نویسنده و کارگردان اثر هستید و کنترلی بر روی آن ندارید‌. و این برده داری افکار ادامه داشت و شاید همین مخاطب منفعل بودن، اولین آجر برای بنای مدیومی جدید به نام ویدئو گیم بود.
آثار در ویدئو گیم به مخاطب خود حق انتخاب می‌داد، گویی مخاطب خود کارگردان اثر بود و اثر مطیع فرمان‌های او. مخاطب منفعل، فعال شده بود و اجازه‌ی اظهار نظر داشت. اینبار زمانی که با گروهی از دشمنان بازی روبرو می‌شدید، خبری از صحنه‌های از پیش تعریف شده نبود و خلاقیت شما و استراتژی شما تعیین کننده ‌ی نتیجه و حتی شیوه‌ی این نبرد بود. از این رو بازی‌های اکشن، بیش از هر چیز سعی می‌کردند تا در یک امر موفق عمل کنند و آن چیزی نبود جز : سرگرم نگه داشتن! مسئله این است که تماشای یک فیلم اکشن خوب، یعنی تماشای ایده‌های ذهنی که می‌داند مخاطب به دنبال دیدن چیست، در ادبیات نویسنده می‌داند که چگونه داستان و اکشن هایش را برای مخاطب رو کند، تا او همیشه مشتاق باقی بماند. اما در ویدئو گیم مسئله فرق می‌کند، این خود مخاطب است که سرگرمی را برای خود خلق می‌کند و بازی و بازی‌ساز، تنها وسایل را در اختیار او قرار می‌دهند. بنابر این سازندگان باید بتوانند در ارائه و خلق این ابزار دقت زیادی را به خرج دهند.
احتمالا برایتان سئوال پیش آمده که این بحث‌ها به نقد اثر جدید Crazy Monkey Studios یعنی Guns ,Gore and Cannoli 2 چه ارتباطی دارد؟ عجله نکنید، با نقد این اثر دوست داشتنی همراه کد ۹۸ باشید تا با هم کمی “بازی” بخوانیم.

با نقد اثر Guns ,Gore and Cannoli 2 همراه کد ۹۸ باشید

سال ۲۰۱۵ بود که اثری به نام Guns ,Gore and Cannoli در مارکت‌ها منتشر شد و بسیاری از نگاه‌ها را به خود جلب کرد، اثری که با گرافیک دو بعدی و کمیک گونه خود خیلی‌ها را جذب خود کرد و این آغاز کار بود. پس از انتشار اولین بازخوردها و تعریف و تمجیدهای بازیکنان، خیلی‌ها آن را به لیست خرید خود اضافه کردند و با اثری مواجه شدند که گیم پلی زیبا و جذاب‌اش، آن را به یک تجربه عالی تبدیل می‌کرد. ویژگی‌ اصلی بازی اکشن‌های ناب و جذاب‌اش بودند که هیجان را به مخاطب هدیه می‌دادند. هوشمندی اصلی تیم سازنده در ارائه‌ی مکانیک‌ها و قوانین پایه گیم پلی، این بود که سناریوهای خلق شده توسط مخاطب، هیجان انگیز و خاص جلوه می‌کرد، دلیل‌اش را هنگام شرح و بررسی گیم پلی نسخه جدید مطرح می‌کنیم، اما فعلا همینقدر بدانید که آزادی عمل و طراحی محیط دو نقش اصلی را در این داستان ایفا می‌کنند. پس از موفقیت‌ها و بازخوردهای خوبی که بازی اول کسب کرد، تیم سازنده دست به کار شد و نسخه جدید بازی یعنی Guns ,Gore and Cannoli 2 را توسعه داد و در بازار توزیع کرد. اینکه بازی همانند نسخه اول خود موفق عمل کرده است یا خیر، سئوالی است که تلاش می‌شود در ادامه نقد به آن پاسخ داده شود.

بازی از همان ابتدا با گرافیک زیبای خود شما را همراه خویش می کند و پس از ارائه گیم پلی جذاب خود، دست کشیدن از آن بسیار دشوار خواهد شد.

داستان بازی در نسخه اول به هیچ عنوان از نکات مثبت به شمار نمی‌رفت و باید بگویم که Guns ,Gore and Cannoli 2 در این زمینه همانند اولین نسخه بازی عمل می‌کند. پی رنگ کلی و ایده خام بازی بسیار کلیشه‌ای و ساده است. بازی در دوران جنگ جهانی دوم روایت می‌شود و تیم سازنده مثل اکثریت آثار، دشمن اصلی را از نازی‌ها معرفی می‌کند. ( سیاست چیز کثیفی است! ) داستان و ایده خام بازی شاید نتواند به هیچ عنوان جذاب جلوه کند، اما روایت بازی قابل قبول کار می‌کند و به دلیل تغییر در مکان بازی، بازی از لحاظ هنری و در برخی موارد جزئی طراحی، تنوع می‌پذیرد. هرچند در بازی‌های run and gun داستان‌ عنصر کمرنگی است، اما من مطمئن نیستم که این قانون را چه کسی تصویب کرده است! بگذریم و به شخصیت‌ها بپردازیم. شخصیت پردازی بازی بسیار از مرحله پرت است و امکان برقراری ارتباط با شخصیت‌ها تا حدودی یک امر محال به شمار می‌رود. می‌خواهید دلیل اش را بدانید؟ دیالوگ‌های بازی در سطح بسیار بدی قرار دارند، شخصیت اصلی بازی سعی دارد تا جوک‌ها و تیکه‌های بامزه‌ای رد و بدل کند، اما من به شما اطمینان می‌دهم که دیالوگ‌ها بسیار بی‌مزه و در برخی موارد لوس نوشته شده‌اند. به تمامی این‌ها پایان بندی نامعقول بازی را هم اضافه کنید تا متوجه شوید که سازندگان Guns ,Gore and Cannoli 2 هیچ تلاشی برای ارائه یک داستان خوب نکرده‌اند.

داستان بازی به کمک میان پرده های in-game از پیش طراحی شده روایت می شود، کیفیت میان پرده ها بر خلاف کیفیت خود داستان، خوب است!

هر اندازه که داستان بازی بد است، گیم پلی جذاب و هیجان انگیز است. به طور کل گیم پلی تنوع بسیار خوبی دارد، انواع و اقسام اسلحه‌ها برای از بین بردن دشمنان در بازی تعبیه شده است و لذت نابود کردن دشمنان با هرکدام از آن‌ها منحصر به فرد و متفاوت از دیگری است. تنوع سلاح‌ها تنها به ظاهر آن‌ها مربوط نمی‌شود، بلکه هرکدام از این سلاح‌ها عملکرد مخصوص به خود را دارند، از دو کلت که به طور همزمان در دست نگه می‌دارید و تداعی گر مکس پین است بگیر، تا سعله افکنی که به واسطه آن می‌توان صحنه‌های گرم و سوزنده‌ای خلق کرد. شاتگان بازی حس سنگین بودن و قدرتمند بودن را بسیار مناسب به مخاطب القا می‌کند و پرت شدن دشمنان پس از هر شلیک دیدنی است. در بازی اسلحه‌هایی مانند RPG نیز تعبیه شده است و انواع رگبار‌ها را نیز شاهد هستیم. با زدن دکمه‌ی TAB می‌توانید لیست اسلحه‌ها را باز کنید و سلاح‌ خود را انتخاب کرده، همچنین کلید‌های عددی که در بالای کیبورد تعبیه شده‌اند نیز هرکدام متعلق به یکی از سلاح‌ها است و سرعت عمل بیشتری به گیم پلی می‌بخشد. از دیگر عناصر بازی که گیم پلی را جذاب نگه می‌دارد، طراحی محیط بازی است. محیط بازی به گونه‌ای طراحی شده است که نه تنها می‌توانید در آن آشوب به پا کنید و هرج و مرج به راه بیندازید، بلکه به گونه‌ای است که نیازمند استراتژی و برنامه است و این نکته عمق خوبی به بازی بخشیده است، البته مهمترین نکته تعادلی است که سازندگان در این رابطه برقرار کرده اند و بازی را همچنان یک اکشن دیوانه وار نگه داشته اند. علاوه بر این نکات، در جای جای بازی، وسایلی است که می‌توانند ابزاری برای ایجاد این هرج و مرج باشند. لوستر را روی سر دشمنان بیندازید، آن‌هایی را که پشت ماشین سنگر گرفته اند را، با منفجر کردن ماشین به هلاکت برسانید و یا دشمنان را به درون تله‌هایی که در محیط قرار داده شده پرت کنید. همه چیز برای لذت بردن تعبیه شده است و گیم پلی با اینکه چیز جدیدی به این سبک اضافه نمی‌کند، اما با اینحال جذاب و دیوانه‌ وار طراحی شده است.
دشمنان بازی اما جای بحث دارند، از طرفی طراحی هنری آن‌ها بسیار خوب و جذاب کار شده است و از این منظر، شاهد تنوع خوبی از دشمنان در گروه‌های زامبی، مافیا و سربازان نازی هستیم اما مسئله این است که از لحاظ گیم پلی، دشمنان به ۳ دسته تقسیم می‌شوند، یا از دور به سمتتان شلیک می‌کنند، یا آرام به سمتتان می آیند و از نزدیک شما را اذیت می‌کنند، و یا به سمتتان می‌دوند و شما را پرتاب می‌کنند! این سه دسته در گروه‌های مختلف بازی پخش شده و این تنها بخش هنری است که تفاوت را میان آن‌ها مشخص می‌کند، البته زامبی‌ها موجودات مینی باس مانند نیز در گروه خود دارند که مبارزه با آن‌ها واقعا چالش بر انگیز و جذاب تعبیه شده است. علاوه بر آن، بازی باس‌هایی نیز دارد. یک کشتی، یک تانک و … . باس‌ها اما بسیار منحصر به فرد طراحی شده اند و نبرد با هرکدام از آن‌ها، شیوه مبارزه خود را طلب می‌کند.از دیگر نکات مثبت در رابطه با باس‌های بازی، این است که با منطق داستانی بازی همخوانی دارند و دلیل قانع کننده‌ای برای حضورشان در بازی وجود دارد!

یکی از باس های بازی که مبارزه با آن واقعا جذاب کار شده است.
سازندگان به خوبی از پس طراحی باس فایت ها بر آمده اند.

از دیگر نکات مثبت بازی، می‌توان به طراحی مرحله خوب آن اشاره کرد، مراحل بازی در کنار روند خوب و جذاب خود، در معرفی عناصر جدید نیز بسیار موفق عمل می‌کنند. در کنار این موارد، بازی به خوبی از عناصر پلتفرمر نیز استفاده می‌کند و جای گذاری آن‌ها در بازی، بسیار هوشمندانه صورت گرفته است و تعادل خوبی را بین اکشن و پلتفرمر شاهد هستیم، هرچند مسلما تکیه گاه اصلی بازی اکشن‌های آن است. در ضمن بازی تعدادی ایستر اگ نیز در خود جای داده است که پیدا کردنشان خالی از لطف نیست!
اما از بزرگترین نکات منفی بازی چیزی نیست جز محتوای بسیار کم و کوتاه آن. بازی شاید به اندازه کافی چالش بر انگیز باشد و تعادل و بالانس خوبی را برایتان در گیم پلی رقم بزند، اما درست در زمانی که مزه‌ی اکشن‌های بازی زیر زبانتان جا خوش می‌کند، بازی پایان می‌یابد! این حجم پایین از محتوا، به خاطر نبود ارزش تکرار خاصی در بازی، ضربه‌ی بزرگی به اثر می‌زند. از عمده دلایل نبود ارزش تکرار، می‌توان به نبود سیستم پیشرفت چشمگیری در بازی اشاره کرد.

محیط های بازی با طراحی خوب خود، اکشن های بازی را تقویت می کنند و استفاده از ابزار و وسایل واقع در محیط، سرگرم کننده بودن بازی را بیش از پیش به رخ می کشد.

گرافیک بازی نیز بسیار خوب و مناسب است. در بخش هنری شاهد طراحی‌های کمیک گونه و اغراق شده هستیم. محیط‌ها و دشمنان همگی در بخش هنری بسیار متنوع کار شده اند و از همه مهمتر همگی یکدست هستند و تم کلی بازی را به خوبی حفظ می‌کنند. اسلحه‌ها نیز زیبا و هوشمندانه طراحی شده‌اند و می‌توان تفاوت‌ها و ویژگی‌هایشان را تنها از روی ظاهرشان نیز حدس زد. رنگبندی‌ها به خوبی صورت گرفته است و به موقع حس سرزنده بودن را منتشر می‌کند و در هنگام نیاز، خفقان آور می‌شود. بخش فنی بازی نیز خیلی خوب عمل می‌کند، در طول بازی شاهد باگ خاصی نبودم و کیفیت تکسچرها نیز مناسب است و در بازی خبری از افت‌ فریم‌های ناگهانی نیست. صداگذاری بازی موفق عمل می‌کند، صدای خرد شدن شیشه، انفجار ماشین، له کردن دشمنان و اسلحه‌ها همگی خوب و قابل قبول است و نمی‌توان ایرادی به این بخش وارد کرد، اما موسیقی بازی می‌توانست خیلی بهتر از این حرف‌ها باشد، تزریق هیجان توسط موسیقی بازی به خوبی کار نمی‌کند. گویی آهنگساز بازی امکان برقراری ارتباط با اکشن‌های بازی را نداشت! اما به طور کلی، Guns ,Gore and Cannoli 2 در جلوه‌های صوتی و تصویری عملکرد قابل قبولی دارد.

دشمنان بازی تنوع بسیار خوبی از حیث هنری دارند، اما سیستم مبارزات آن ها الگویی ثابت در سه گروه مختلف زامبی، مافیا و نازی است.

Guns ,Gore and Cannoli 2 واقعا بازی خوبی است و هر کس که می‌خواهد کمی اکشن دیوانه وار را تجربه کند، باید به فکر خرید این بازی باشد. اگر سازندگان کمی بیشتر بر روی داستان بازی کار می‌کردند و دشمنان را با از لحاظ عملکرد متنوع‌تر طراحی می‌کردند، می‌توانستیم نسخه دوم Guns ,Gore and Cannoli را یک شاهکار خطاب کنیم، اما با این حال این نکات باعث نمی‌شود که به خود اجازه دهید تا از تجربه‌ی اثری با گیم پلی جذاب و طراحی‌های هنری زیبا محروم شوید. اگر قصد تجربه‌ی اثری را دارید که بتواند شما را برای مدتی سرگرم کند و به داستان و شخصیت پردازی اهمیتی نمی‌دهید، تجربه Guns ,Gore and Cannoli 2 را به هیچ عنوان از دست ندهید، تجربه‌ای که درست است بسیار کوتاه است و شاید ارزش تکرار بالایی نداشته باشد، اما بسیار شیرین است.



Source link

این خبر را به اشتراک بگذارید :